سادیسم در بافتهای پس از جنگ:
دیدگاه روانکاوی برای رواندرمانگران
مقدمه:
جنگ - چه مستقیم و چه غیرمستقیم - تأثیرات عمیقی بر روان انسان دارد. به گفته لیتز و همکاران (۲۰۰۹)، قرار گرفتن مکرر در معرض خشونت ممکن است چارچوبهای اخلاقی اصلی را مختل کرده و عملکردهای همدلی را بیثبات کند. در چنین شرایطی، یکی از پیامدهای روانی که ممکن است در مراجعین پدیدار شود، رفتار سادیستی است که میتواند به صورت جدایی عاطفی یا لذت بردن از مشاهده رنج دیگران ظاهر شود. این مقاله، سادیسم را به عنوان یک دفاع روانکاوانه در بازماندگان جنگ مفهومسازی میکند و استراتژیهای درمانی را برای پزشکان ارائه میدهد.
سادیسم در نظریه روانکاوی:
فروید (۱۹۰۵/۱۹۵۳) در ابتدا سادیسم را به عنوان جزئی از رشد جنسی توصیف کرد که شامل لذت بردن از سلطهگری است. ملانی کلاین (۱۹۴۶) درک سادیسم را به عنوان یک مکانیسم دفاعی روانی در برابر اضطراب نابودی گسترش داد. کرنبرگ (۱۹۸۴) بعداً اظهار داشت که اگرچه ویژگیهای سادیستی ممکن است در ساختارهای شخصیتی آسیبشناختی ظاهر شوند، اما میتوانند به طور موقت در استرس شدید رابطهای یا وجودی، مانند آسیبهای روانی زمان جنگ، نیز ظاهر شوند.
فروپاشی همدلی در طول جنگ:
تحقیقات در مطالعات تروما نشان میدهد که ظرفیت همدلی در طول مواجهه مداوم با جنگ به خطر میافتد. لیتز و همکاران (۲۰۰۹) اصطلاح «آسیب اخلاقی» را برای توصیف فرسایش تمامیت اخلاقی و عاطفی در افراد در معرض جنگ معرفی کردند. این از دست دادن میتواند منجر به عادیسازی ظلم و غیرانسانی جلوه دادن دیگران شود که زمینه را برای سادیسم دفاعی فراهم میکند.
فرنزی (۱۹۳۳) «همانندسازی با متجاوز» را به عنوان یک استراتژی بقا در تروما توصیف کرد، که در آن قربانی به طور ناخودآگاه ویژگیهای آزاردهنده خود را برای محافظت از خود در برابر فروپاشی کامل اتخاذ میکند. همین مکانیسم را میتوان در مراجعین پس از جنگ مشاهده کرد که کنارهگیری عاطفی را نشان میدهند و از درد دیگران رضایت نمادین کسب میکنند.
تظاهرات بالینی:
در محیطهای درمانی، پزشکان ممکن است بشنوند که مراجعین با افتخار از خشونت صحبت میکنند، هیچ پشیمانی از مرگ ابراز نمیکنند، یا رنج را با طعنه رد میکنند. این واکنشها، اگرچه ناراحتکننده هستند، اغلب نشاندهندهی بیحسی دفاعی هستند تا روانپریشی. نگاه کردن به این پویاییها از دریچهی فرافکنی، دوپارهسازی و همانندسازی دفاعی، امکان تعامل دلسوزانه بدون قضاوت اخلاقی را فراهم میکند.
پاسخ درمانی:
رواندرمانگر باید در تشخیص و پردازش انتقال متقابل خود هوشیار باشد (سفران و موران، ۲۰۰۰). احساس انزجار یا ترس باید متابولیزه شود تا درمانگر بتواند هماهنگی همدلانه را حفظ کند. سوالاتی مانند «دیدن آن برای شما چه احساسی داشت؟» یا «آیا بخشی از شما احساس قدرت میکرد - بخش دیگری احساس آشفتگی میکرد؟» از ادغام عواطف و افکار متناقض مراجع پشتیبانی میکند.
هدف محکوم کردن نیست، بلکه بازگرداندن پیچیدگی و ذهنیسازی است. همانطور که بیتمن و فوناگی (۲۰۱۹) استدلال میکنند، درمان مبتنی بر ذهنیسازی، عملکرد تأملی مراجع را تسهیل میکند و اتکا به دفاعهای اولیه را کاهش میدهد.
نتیجهگیری:
سادیسم پس از جنگ نباید عجولانه آسیبشناسی شود. در عوض، باید به عنوان نشانهای از آشفتگی روانی و تلاشی برای حفظ خود در نظر گرفته شود. رواندرمانگران با تقویت یک اتحاد درمانی مبتنی بر مهار و فضای تأمل، میتوانند از مراجعین در بازیابی عمق رابطه و عاملیت اخلاقی حمایت کنند.
مراجع:
باتمن، آ.، و فوناگی، پ. (۲۰۱۹). درمان مبتنی بر ذهنیسازی برای اختلالات شخصیت. انتشارات دانشگاه آکسفورد.
فرنزی، س. (۱۹۳۳). سردرگمی زبانها بین بزرگسالان و کودکان.
فروید، س. (۱۹۰۵/۱۹۵۳). سه مقاله در باب نظریه جنسیت. نسخه استاندارد، جلد ۷.
کرنبرگ، او. (۱۹۸۴). اختلالات شدید شخصیت: راهبردهای رواندرمانی. انتشارات دانشگاه ییل.
کلاین، م. (۱۹۴۶). یادداشتهایی در مورد برخی از مکانیسمهای اسکیزوئید. مجله بینالمللی روانکاوی، ۲۷، ۹۹–۱۱۰.
لیتز، بی تی، استاین، ان.، دلانی، ای.، لبوویتز، ال.، نش، دبلیو پی، سیلوا، سی.، و مگن، اس. (2009). آسیب اخلاقی و ترمیم اخلاقی در جانبازان جنگ: یک مدل اولیه و استراتژی مداخله. مجله روانشناسی بالینی، 29(8)، 695-706.
سفران، جی. دی، و موران، جی. سی (۲۰۰۰). مذاکره در مورد اتحاد درمانی: راهنمای درمان رابطهای. انتشارات گیلفورد.
